<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed version="0.3" xmlns="http://purl.org/atom/ns#" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xml:lang="en">
  <title>دنیای یک بابا</title>
  <link rel="alternate" type="text/html" href="http://asgar.asgharzadeh.com/" />
  <modified>2010-09-06T03:54:44Z</modified>
  <tagline>یادداشتهای روزانه عسگر اصغرزاده</tagline>
  <id>tag:asgar.asgharzadeh.com,2010://1</id>
  <generator url="http://www.movabletype.org/" version="2.65">Movable Type</generator>
  <copyright>Copyright (c) 2010, Admin</copyright>
  <entry>
    <title>تعهد سازماني در سازمانهاي ما</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://asgar.asgharzadeh.com/archives/490.php" />
    <modified>2010-09-06T03:54:44Z</modified>
    <issued>2010-09-06T08:24:44+03:00</issued>
    <id>tag:asgar.asgharzadeh.com,2010://1.490</id>
    <created>2010-09-06T03:54:44Z</created>
    <summary type="text/plain"><![CDATA[امروز فكر مي‌كردم كه، در نظامي مقدس كه در آن خدمت مي‌كنيم چند درصد از كارگزاران و كاركنان اين نظام نسبت به سازمان محل كار خود واقعاً و نه ظاهرا! تعهد دارند؟ به نظر من&nbsp; تعهد داشتن يك كارمند براي يك سازمان مانند تعهد يك سرباز براي يك كشور است. وقتي كه در جبهه نبرد با دشمن سرباز با غيرت و متعهد تنها و تنها براي وطن و دفاع از مرزها و آرمان‌هاي آن فكر مي‌كند و يا سربازي ديگر...]]></summary>
    <author>
      <name>Admin</name>
      <url>http://www.asgharzadeh.com</url>
      <email>asgharzadeh@gmail.com</email>
    </author>
    <dc:subject>مدیریت و برنامه ریزی</dc:subject>
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://asgar.asgharzadeh.com/">
      <![CDATA[<P>امروز فكر مي‌كردم كه، در نظامي مقدس كه در آن خدمت مي‌كنيم چند درصد از كارگزاران و كاركنان اين نظام نسبت به سازمان محل كار خود واقعاً و نه ظاهرا! تعهد دارند؟</P>
<P>به نظر من&nbsp; تعهد داشتن يك كارمند براي يك سازمان مانند تعهد يك سرباز براي يك كشور است. وقتي كه در جبهه نبرد با دشمن سرباز با غيرت و متعهد تنها و تنها براي وطن و دفاع از مرزها و آرمان‌هاي آن فكر مي‌كند و يا سربازي ديگر در صحنه ورزشي در رقابتي جهاني افتخاري براي وطن مي‌آفريند و نام وطن را بر سر زبان‌ها مي‌اندازد و آنگاه كه سرورد ملي كشورش را مي‌شنود موهايش سيخ مي‌شود. كارگزار يك نظام و كارمند يك سازمان هم بايد مثل چنين&nbsp;سربازاني&nbsp;براي سازمان خود باشد. </P>
<P>تعهد سازماني يك نگرش مهم شغلي و سازماني&nbsp;است و رفتار هر كارمندي در سازمان متاثر از نگرش آن فرد به سازمان مي‌باشد. اگر فردي صرفاً نگرشي مادي به سازمان محل خدمت خود داشته باشد و هدف از&nbsp; كار و فعاليت خود در سازمانش را فقط و فقط امرار معاش بداند؛ تعهدش به سازمان با فردي كه در نگرش آن علاوه بر امرار معاش&nbsp;تلاش براي&nbsp;كسب روزي حلال، وفاداري به سازمان، جديت و تلاش در كار، و كوشش براي توسعه فردي و سازماني وجود دارد بسيار متفاوت است. به سخن ديگر اين دوايدئولوژي متفاوتي نسبت به سازمان و كار در آن خواهند داشت. </P>
<P>البته بايد اين نكته را متذكر شد كه تعهد سازماني با رضايت شغلي متفاوت است و آنگونه نيست كه هر كس كه رضايت شغلي داشته باشد تعهد سازماني دارد و يا بالعكس هر كس كه تعهد سازماني دارد حتماً رضايت شغلي دارد.</P>
<P>تعهد سازماني عامل مهمي در رفتار كاركنان يك سازمان و از عوامل مهم در بازده و كارآيي سازمان‌‌ها مي‌باشد. شخص داراي تعهد سازماني نسبت به سازمان خود احساس وفاداري بسيار قوي دارد و بنابراين هميشه و در همه حال با جديت و تلاش فراوان سعي در نيل به اهداف سازماني دارد و انجام درست وظايف خود را سرلوحه كارهابش قرار مي‌دهد و در صدد است ديگران را نيز براي كار و تلاش بيشتر و مفيدتر براي سازمان&nbsp;و داشتن تعهد سازماني&nbsp;تهييج نمايد و از عملكرد خوب همكاران در اين زمينه شاد و مسرور و از كاركرد بد&nbsp;و ضعيف آنها ناراحت و نگران است.&nbsp;</P>
<P>افرادی که دارای تعهد سازمانی بسیار بالايي هستند، بنا به گفته صاحبنظران مديريت و روابط سازماني معمولاً از خود سه ویژگی نشان می‌دهند: <BR>۱) اهداف و ارزش‌های سازمانی را در حدّ بالایی می‌پذیرند. <BR>۲) تمایل جدّی به تلاش برای تحقق اهداف سازمانی دارند. <BR>۳) به باقی ماندن و ادامه‌ی کار در سازمان بسیار علاقه‌مندند.</P>
<P>البته بعضاً پيش مي‌آيد كه فعاليت چنين افرادي&nbsp;در سازمان‌ها به خاطر وي‍ژگي‌هايي كه دارند و در بالا به آنها اشاره شد، براي عده‌اي ديگر كه تنها به فكر خود هستند و سازمان و پست‌هاي&nbsp;آن را سكويي براي پرتاب خود به پستهاي بالاتر مي‌دانند و از&nbsp;بيت‌المال براي رسيدن به اهداف خود به دلخواه هزينه مي‌كنند، بسيار سنگين تلقي مي‌شود و به روش‌هاي مختلف در صدد كنار گذاشتن و يا گوشه‌نشين كردن اين دسته از&nbsp;افراد بر مي‌آيند چرا كه متاسفانه&nbsp;در بعضي از سازمان‌ها تعداد افرادي كه علائق مشتركي با&nbsp;چنين كساني دارند بسيار است و به&nbsp;خاطر همين جو&nbsp;سازماني را آنطور كه دوست دارند و به نفعشان است تغيير مي‌دهند. اما مطمئناً كساني كه در چنين سازمان‌هايي تعهد دارند&nbsp;از عهده اين مشكلات هم بر مي‌آيند چرا كه به كارشان ايمان و اعتقاد دارند و&nbsp;فعاليت خود را در&nbsp;چنين سازماني مبارزه تلقي مي‌كنند و مثل يك سرباز با ايمان از اعتقاد و ايمان و باور خود عقب نشيني نمي‌كنند.</P>
<P>متاسفانه بعضاً ديده مي‌شود كه در سازمان‌ها افرادي مشغول به كار هستند يا حتي به مديريتي هم منصوب شده‌اند كه در عمل كوچكترين تعهدي نسبت به سازمان ندارند و چه بسا تمام تلاش خود را عمداً و سهواً براي نابودي سازمان خود به كار مي‌گيرند و سازمان را از نيل به اهداف كه همانا اهداف عاليه نظام و دولت خدمتگزار است باز مي‌دارند. از منابع مالي سازماني در راه‌هاي نادرست استفاده مي‌كنند و منابع انساني را در جاي درست به كار نمي‌گيرند و به اين صورت ضررهاي جبران ناپذيري به سازمان وارد مي‌كنند كه اثرات آن بعداً ظاهر مي‌شود.</P>
<P>چه خوب خواهد بود كه در جامعه اسلامي و در نظام ولايي كشور ما كارگزاران نظام و كاركنان سازمان‌ها در كنار تعهد سازماني، تعهد اسلامي نيز داشته باشند و علاوه بر وفاداري بسيار زياد نسبت به سازمان خود مسئوليت خود را در سازمان (هر چه كه باشد) امانتي الهي بدانند و&nbsp;خود را متعهد به حفظ و حراست از آن بدانند و با تمام وجود در راه كسب رضاي حق تعالي قدم بردارند و فعاليت نمايند. و بر اين فرمايش اميرالمومنين حضرت علي (ع) در منشور اخلاقي براي كارگزاران ايمان داشته باشند&nbsp; كه «كاري كه بر دوش توست طعمه نيست، امانتي است كه بر دوشت نهاده‌اند.»</P>]]>
      
    </content>
  </entry>
  <entry>
    <title>صحبت با خدا</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://asgar.asgharzadeh.com/archives/489.php" />
    <modified>2010-08-22T16:59:13Z</modified>
    <issued>2010-08-22T21:29:13+03:00</issued>
    <id>tag:asgar.asgharzadeh.com,2010://1.489</id>
    <created>2010-08-22T16:59:13Z</created>
    <summary type="text/plain">خدا: بنده‌ي من نماز شب بخوان و آن يازده رکعت است.بنده: خدايا !خسته ام!نمي توانم.خدا: بنده ي من، دو رکعت نماز شفع و يک رکعت نماز وتر بخوان.بنده: خدايا !خسته ام برايم مشکل است نيمه شب بيدار شوم.خدا: بنده‌ي من قبل از خواب اين سه رکعت را بخوانبنده: خدايا سه رکعت زياد استخدا: بنده ي من فقط يک رکعت نماز وتر بخوانبنده: خدايا !امروز خيلي خسته ام!آيا راه ديگري ندارد؟خدا: بنده ي من قبل از خواب وضو بگير و رو...</summary>
    <author>
      <name>Admin</name>
      <url>http://www.asgharzadeh.com</url>
      <email>asgharzadeh@gmail.com</email>
    </author>
    <dc:subject>مطالب روزمره</dc:subject>
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://asgar.asgharzadeh.com/">
      <![CDATA[<P align=justify>خدا: بنده‌ي من نماز شب بخوان و آن يازده رکعت است.<BR>بنده: خدايا !خسته ام!نمي توانم.<BR><IMG style="WIDTH: 282px; HEIGHT: 332px" border=0 hspace=5 alt=الله vspace=5 align=left src="http://uktaleem.50g.com/download/images/allah.jpg" width=282 height=332>خدا: بنده ي من، دو رکعت نماز شفع و يک رکعت نماز وتر بخوان.<BR>بنده: خدايا !خسته ام برايم مشکل است نيمه شب بيدار شوم.<BR>خدا: بنده‌ي من قبل از خواب اين سه رکعت را بخوان<BR>بنده: خدايا سه رکعت زياد است<BR>خدا: بنده ي من فقط يک رکعت نماز وتر بخوان<BR>بنده: خدايا !امروز خيلي خسته ام!آيا راه ديگري ندارد؟<BR>خدا: بنده ي من قبل از خواب وضو بگير و رو به آسمان کن و بگو يا الله<BR>بنده: خدايا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم مي پرد!<BR>خدا: بنده ي من همانجا که دراز کشيده اي تيمم کن و بگو يا الله<BR>بنده: خدايا هوا سرد است!نمي توانم دستانم را از زير پتو در بياورم<BR>خدا: بنده ي من در دلت بگو يا الله ما نماز شب برايت حساب مي کنيم</P>
<P align=justify><EM>بنده اعتنايي نمي کند و مي خوابد</EM></P>
<P align=justify>خدا:ملائکه‌ي من! ببينيد من آنقدر ساده گرفته‌ام اما او خوابيده است چيزي به اذان صبح نمانده، او را بيدار کنيد دلم برايش تنگ شده است امشب با من حرف نزده.<BR>ملائکه: خداوندا! دوباره او را بيدار کرديم ،اما باز خوابيد<BR>خدا: ملائکه‌ي من در گوشش بگوييد پروردگارت منتظر توست<BR>ملائکه: پروردگارا! باز هم بيدار نمي‌شود!<BR>خدا: اذان صبح را مي‌گويند هنگام طلوع آفتاب است اي بنده‌ي من بيدار شو نماز صبحت قضا مي‌شود خورشيد از مشرق سر بر مي‌آورد<BR>ملائکه:خداوندا نمي‌خواهي با او قهر کني؟<BR>خدا: او جز من کسي را ندارد...شايد توبه کرد...<BR>&nbsp;<BR><STRONG>بنده‌ی من تو به هنگامی که به نماز می‌ایستی من آنچنان گوش فرا می‌دهم که انگار همین یک بنده را دارم و تو چنان غافلی که گویا صدها خدا داری!</STRONG></P>]]>
      
    </content>
  </entry>
  <entry>
    <title>ماه مبارک، سلطان ماهها آمد</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://asgar.asgharzadeh.com/archives/488.php" />
    <modified>2010-08-12T16:42:42Z</modified>
    <issued>2010-08-12T21:12:42+03:00</issued>
    <id>tag:asgar.asgharzadeh.com,2010://1.488</id>
    <created>2010-08-12T16:42:42Z</created>
    <summary type="text/plain"><![CDATA[از امروز ماه مبارک رمضان، ماه عبادت و بندگی شروع شد. فرا رسیدن ماه مبارک رمضان را به همه دوستان عزیز و ارجمند، کلیه مسلمانان جهان به ویژه هموطنان عزیز و گرانقدر تبریک عرض می‌کنم. از خداوند متعال برای همه آرزوی قبولی طاعات و عبادت را دارم و امیدوارم قادر متعال قدرت درک و&nbsp;فیض از این ماه عزیز را به ما ارزانی دارد....]]></summary>
    <author>
      <name>Admin</name>
      <url>http://www.asgharzadeh.com</url>
      <email>asgharzadeh@gmail.com</email>
    </author>
    <dc:subject>مطالب روزمره</dc:subject>
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://asgar.asgharzadeh.com/">
      <![CDATA[<P>از امروز ماه مبارک رمضان، ماه عبادت و بندگی شروع شد.</P>
<P>فرا رسیدن ماه مبارک رمضان را به همه دوستان عزیز و ارجمند، کلیه مسلمانان جهان به ویژه هموطنان عزیز و گرانقدر تبریک عرض می‌کنم. از خداوند متعال برای همه آرزوی قبولی طاعات و عبادت را دارم و امیدوارم قادر متعال قدرت درک و&nbsp;فیض از این ماه عزیز را به ما ارزانی دارد. </P>
<P align=center><IMG border=0 hspace=0 alt="ماه رمضان" align=middle src="http://asgar.asgharzadeh.com/photos/ramadhan.jpg"></P>]]>
      
    </content>
  </entry>
  <entry>
    <title>طرح انتقال كارمندان تهراني به شهرستان</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://asgar.asgharzadeh.com/archives/484.php" />
    <modified>2010-07-24T01:54:14Z</modified>
    <issued>2010-07-24T06:24:14+03:00</issued>
    <id>tag:asgar.asgharzadeh.com,2010://1.484</id>
    <created>2010-07-24T01:54:14Z</created>
    <summary type="text/plain"><![CDATA[چند وقتيه با نظر رئيس جمهور محترم، معاونت توسعه مديريت و منابع انساني رييس جمهور جزئيات طرح انتقال كارمندان دولت به شهرستان‌ها را اعلام كرده و آئين‌نامه اجرايي آن را هم ابلاغ كرده است. اين طرح در راستاي كم كردن حداقل&nbsp;5 ميليون نفر از جمعيت تهران انجام مي‌شود تا تهران براي زندگي مساعدتر شود و در مواقع بحراني و خطر چون زلزله امكان كمك و امداد رساني موثر به مصدومان وجود داشته باشد. در اين خصوص دولت در آئين‌نامه ابلاغي...]]></summary>
    <author>
      <name>Admin</name>
      <url>http://www.asgharzadeh.com</url>
      <email>asgharzadeh@gmail.com</email>
    </author>
    <dc:subject>مدیریت و برنامه ریزی</dc:subject>
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://asgar.asgharzadeh.com/">
      <![CDATA[<P>چند وقتيه با نظر رئيس جمهور محترم، معاونت توسعه مديريت و منابع انساني رييس جمهور جزئيات طرح انتقال كارمندان دولت به شهرستان‌ها را اعلام كرده و آئين‌نامه اجرايي آن را هم ابلاغ كرده است. اين طرح در راستاي كم كردن حداقل&nbsp;5 ميليون نفر از جمعيت تهران انجام مي‌شود تا تهران براي زندگي مساعدتر شود و در مواقع بحراني و خطر چون زلزله امكان كمك و امداد رساني موثر به مصدومان وجود داشته باشد. </P>
<P>در اين خصوص دولت در آئين‌نامه ابلاغي مشوقات قانوني براي متقاضيان انتقال از تهران هم در نظر گرفته است؛ اما به نظر من اين طرح، طرحي جالب و پخته نمي‌باشد. چرا كه به نظر مي‌رسد با انتقال اين قبيل از كارمندان به شهرستان؛ اين افراد به احتمال زياد تا پايان سال سردرگم خواهند بود و استانداري‌ها در پيدا كردن جا براي اين افراد به مشكل خواهند خورد. چرا كه الان در همه استان‌ها افرادي هستند كه متصدي و مسئول انجام كارها مي‌باشند و با انتقال اين افراد به شهرستان‌ها بايد ديد كه كار و پست به كدام يك مي‌رسد. به عنوان مثال يك&nbsp;مدير كل منابع انساني در تهران اگر بخواهد به شهرستان برود&nbsp;حتماً بايد چنين پستي را در آنجا بايد بگيرد تا علاوه بر ساير مشوقات انتقال برايش جذابيتي داشته باشد. در صورت انجام شدن اين مورد مدير فعلي آنجا چكاره خواهد بود؟ يا يك پست ديگر در كنار پست فعلي ايجاد خواهد شد؟ </P>
<P>يكي از مديران استان‌ها مي‌گفت اين طرح به مانند يكي از قوانين دوران گذشته است كه براي خارجي‌ها در برابر ايراني‌ها حق بيشتري را قائل بودند! به نظرم بهتر اين بود كه براي هر وزارتخانه پست‌هايي مرتبط از ادارات كل و سازمان‌هاي استان‌هاي ديگر و يا شهرهاي مختلف كشور اعلام مي‌كردند و متقاضيان براي آن پست‌هاي موجود و مورد نياز را از بين كارمندان تهراني علاقمند آن وزارتخانه انتخاب مي‌كردند. و سپس با دادن مشوقات آنان را به شهرستان منتقل مي‌كردند و كارمندان شهرستاني هم با اين حال دچار بي‌انگيزگي و بدبيني نسبت به انتقال كارمندان تهراني به شهرستان نمي‌شدند. </P>
<P>بعنوان مثال حالا كه استان البرز به مركزيت كرج قرار است تشكيل شود؛ بهتر است براي پست‌هاي ادارات كل آن در صورت نياز به پست از محل كارمندان كرجي شاغل در تهران كه تعدادشان خيلي هم زياد است استفاده شود و جلوي رفت و آمد اين افراد به تهران گرفته شود. همين رفت و آمدهاي كرجي‌هاي شاغل در تهران تاثير بسيار زيادي در افزايش و كاهش ترافيك شهر تهران دارد. </P>
<P>مورد آخر هم اينكه سايت انتقالي متعلق به معاونت توسعه مديريت و منابع انساني رييس جمهور كه براي ثبت نام متقاضيان راه اندازي شده در هنگام ثبت نام فقط اطلاعات مربوط به شخص متقاضي و سازمان مبدا را مي‌گيرد در حالي‌كه به نظر مي‌رسد بهتر بود اطلاعات مورد نظر در مورد شهر مقصد نيز از متقاضيان دريافت مي‌شد.</P>
<P>در هر صورت اميد است اين طرح به نفع كشور باشد و بتواند گره‌هايي را از مشكلات تهران بگشايد. انشالله </P>]]>
      
    </content>
  </entry>
  <entry>
    <title>به كلينيك خدا برو</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://asgar.asgharzadeh.com/archives/483.php" />
    <modified>2010-06-21T16:38:11Z</modified>
    <issued>2010-06-21T21:08:11+03:00</issued>
    <id>tag:asgar.asgharzadeh.com,2010://1.483</id>
    <created>2010-06-21T16:38:11Z</created>
    <summary type="text/plain">به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم ... خدا فشار خونم را گرفت، معلوم شد که لطافتم پایین آمده. زمانی که دمای بدنم را سنجید، دماسنج 40 درجه اضطراب نشان داد. آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم، تنهایی سرخرگهایم را مسدود کرده بود ... و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند. به بخش ارتوپد رفتم چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم و...</summary>
    <author>
      <name>Admin</name>
      <url>http://www.asgharzadeh.com</url>
      <email>asgharzadeh@gmail.com</email>
    </author>
    <dc:subject>مطالب روزمره</dc:subject>
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://asgar.asgharzadeh.com/">
      <![CDATA[<P><BR>به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم ...</P>
<P>خدا فشار خونم را گرفت، معلوم شد که لطافتم پایین آمده.</P>
<P>زمانی که دمای بدنم را سنجید، دماسنج 40 درجه اضطراب نشان داد.</P>
<P>آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم، تنهایی سرخرگهایم را مسدود کرده بود ...</P>
<P>و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند.</P>
<P>به بخش ارتوپد رفتم چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم و آنها را در آغوش بگیرم.</P>
<P>بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کرده بودم ...</P>
<P>فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم، چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراتر ببرم.</P>
<P>زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم معلوم شد که مدتی است که صدای خدا را آنگاه که در طول روز با من سخن می گوید نمی شنوم ...!</P>
<P>خدای مهربانم برای همه این مشکلات به من مشاوره رایگان داد.</P>
<P>به شکرانه اش تصمیم گرفتم از این پس تنها از داروهایی که در کلمات راستینش برایم تجویز کرده است استفاده کنم :</P>
<P>&nbsp;هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم</P>
<P>قبل از رفتم به محل کار یک قاشق آرامش بخورم</P>
<P>هر ساعت یک کپسول صبر، یک فنجان برادری و یک لیوان فروتنی بنوشم.</P>
<P>زمانی که به خانه برمیگردم به مقدار کافی عشق بنوشم</P>
<P>و زمانی که به بستر می روم دو عدد قرص وجدان آسوده مصرف کنم...</P>
<P>امیدوارم خدا نعمتهایش را بر شما سرازیر کند:</P>
<P>رنگین کمانی به ازای هر طوفان</P>
<P>لبخندی به ازای هر اشک</P>
<P>دوستی فداکار به ازای هر مشکل</P>
<P>نغمه ای شیرین به ازای هر آه</P>
<P>و اجابتی نزدیک برای هر دعا</P>
<P>(ایمیلی یک دوست)<BR></P>]]>
      
    </content>
  </entry>
  <entry>
    <title>ارباب رجوع</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://asgar.asgharzadeh.com/archives/482.php" />
    <modified>2010-06-08T02:30:23Z</modified>
    <issued>2010-06-08T07:00:23+03:00</issued>
    <id>tag:asgar.asgharzadeh.com,2010://1.482</id>
    <created>2010-06-08T02:30:23Z</created>
    <summary type="text/plain">ديروز براي شركت در همايش مديريت عملكرد در معاونت توسعه مديريت و سرمايه انساني رييس جمهور بودم. بعد از اتمام همايش براي پيگيري بعضي از كارهاي اداره خودمان به دفاتر معاونت سر زدم. اما متاسفانه طوري با من برخورد شد كه تا بحال در هيچ اداره اي نديده بودم. ماجرا از اين قراره كه دنبال دفتر يكي از روساي امور بودم وارد يكي از سالنها شدم و از آقايي كه وسط سالن بود دفتر آقاي ... را پرسيدم؛ گفت صبر...</summary>
    <author>
      <name>Admin</name>
      <url>http://www.asgharzadeh.com</url>
      <email>asgharzadeh@gmail.com</email>
    </author>
    <dc:subject>جامعه و زندگی اجتماعی</dc:subject>
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://asgar.asgharzadeh.com/">
      <![CDATA[<P>ديروز براي شركت در همايش مديريت عملكرد در معاونت توسعه مديريت و سرمايه انساني رييس جمهور بودم.</P>
<P>بعد از اتمام همايش براي پيگيري بعضي از كارهاي اداره خودمان به دفاتر معاونت سر زدم. اما متاسفانه طوري با من برخورد شد كه تا بحال در هيچ اداره اي نديده بودم. </P>
<P>ماجرا از اين قراره كه دنبال دفتر يكي از روساي امور بودم وارد يكي از سالنها شدم و از آقايي كه وسط سالن بود دفتر آقاي ... را پرسيدم؛ گفت صبر كن الان مسئول دفترشان مياد. بعد كه رفت يكي از آبدارچيها اومد گفت كه خود آقاي ... بود! از تعجب خشكم رد! هر كسي بود ميگفت «خودم هستم، كارتون چيه؟» اما ايشون مثل اينكه تا كسي مسئول دفترشونو نبينه با كسي حرف نمي زنه!</P>
<P>مسئول دفترشون اومد، نامه را بهشون نشون دادم و گفتم كه با توجه به موضوع نامه به اينجا ارجاع شده؛ لطفا بررسي كنيد كه در چه مرحله اي است. گفتند معلوم نيست اينجا بياد بريد از دبيرخانه پيگيري كنيد! با وجوديكه مي دونستم خودشون از طريق سيستم خودشون مي تونستند پيگيري كنند. بهرحال رفتم دفتر معاون رييس جمهور و چون نامه براي ايشان بود از دفتر ايشون پرسيدم. كه با روي باز نامه را پيگيري كردند و گفتند كه نامه به آقاي ... ارجاع شده است. هماني كه از اول به دفترشون رفته بودم.</P>
<P>دوباره به آنجا برگشتم البته اينبار شماره انديكاتور را هم داشتم كه پيگيري كنند. بعد از كلي معطل كردن لطف كرده در سيستم شماره را زدند و گفتند: تازه 5 روزه اومده اينجا!!! بعداً جواب ميديم! وقتي از ايشون خواستم شماره دفتر را بدهند تا بعداً تلفني پيگيري كنم، از اينكار خودداري كردند و ...</P>
<P>هدفم از نوشتن اين مطلب در وبلاگم اين بود كه بگم: متولي امور اداري در كشور كه براي همه وزارتخانه ها و سازمانها تعيين تكليف مي كنه و بخشنامه و دستور العمل ميده در خصوص سلامت اداري و تكريم ارباب رجوع؛ چنين وضعيتي داره! (البته بعد از پيگيريهايي كه از واحد حراست معاونت داشتم متوجه شدم كه مسئول دفتر آقاي ... سابقه قبلي در برخورد بد با مراجعين دارند.)</P>
<P>مگر نه اين است كه سازماني كه همه را به رعايت قوانين و مقررات ملزم ميكنه قبل از همه بايد خودش قوانين و مقررات خودش را اجرا كنه و خودش براي سايرين الگو باشه؟ </P>
<P>مگر در آموزه هاي ديني ما نيست كه كسي كه امر به معروف مي كنه خودش خودش بايد عامل معروف باشد. اگر غير از اين باشد كه امر به معروف هيچ اثري نخواهد داشت.</P>
<P>وقتي معاون محترم رييس جمهور خدمت به خلق خدا را يكي از شعارهاي دولت اعلام مي كنه چرا بايد در جنين مجموعه اي چنين برخوردي با يك ارباب رجوع بشه. حالا جالبه كه من هم كارمند يكي ديگر از معاونتهاي رييس جمهوري هستم. </P>
<P>در همايش معاون محترم نوسازي و تحول اداري معاونت مي گفتند: اگر در سازماني وارد شدي و بدون اينكه دنبال توصيه و سفارش بگردي كارت انجام بشه اونوقت ميتوني بگي كه اين سازمان سالم است ولي اگر براي انجام هر كاري دنبال كسي بودي كه كارت زودتر راه بيفته در آن صورت بايد گفت كه در آن اداره سلامت اداري نيست.</P>
<P>من اين موضوع را از مبادي ذيربطش پيگيري ميكنم اما اميدوارم كه در همه جا در همه سازمانها عملمان با شعار و حرفمان يكي باشد. بايد كاري كرد كه ارباب رجوع كه در واقع اساس شكل گيري ادارات و سازمانها براي رفع نياز اوست از خدمت رساني رضايت داشته باشد. </P>]]>
      
    </content>
  </entry>
  <entry>
    <title>سالروز رحلت معمار انقلاب</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://asgar.asgharzadeh.com/archives/479.php" />
    <modified>2010-06-04T15:30:05Z</modified>
    <issued>2010-06-04T20:00:05+03:00</issued>
    <id>tag:asgar.asgharzadeh.com,2010://1.479</id>
    <created>2010-06-04T15:30:05Z</created>
    <summary type="text/plain">امروز 14 خرداد مصادف است با سالروز جانگداز رحلت معمار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره). هنوزم صدای آقای حیاتی که خبر رحلت حضرت امام را در سال 68 اعلام کرد توی گوشم است: «روح خدا به خدا پیوست» سالروز درگذشت حضرت امام خمینی (ره) را به همه رهپویان راستین آن رهبر فقید تسلیت عرض می‌کنم و از درگاه خداوند متعال توفیق عمل به فرمایشات و رهنمودهای گرانقدر آن رهبر فرزانه را برای همه دولتمردان آرزو می‌کنم. امیدوارم در...</summary>
    <author>
      <name>Admin</name>
      <url>http://www.asgharzadeh.com</url>
      <email>asgharzadeh@gmail.com</email>
    </author>
    <dc:subject>مطالب روزمره</dc:subject>
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://asgar.asgharzadeh.com/">
      <![CDATA[<P>امروز 14 خرداد مصادف است با سالروز جانگداز رحلت معمار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره). <IMG border=0 hspace=5 alt="امام خمینی" vspace=5 align=left src="http://asgar.asgharzadeh.com/photos/imam.jpg">هنوزم صدای آقای حیاتی که خبر رحلت حضرت امام را در سال 68 اعلام کرد توی گوشم است: «روح خدا به خدا پیوست» </P>
<P>سالروز درگذشت حضرت امام خمینی (ره) را به همه رهپویان راستین آن رهبر فقید تسلیت عرض می‌کنم و از درگاه خداوند متعال توفیق عمل به فرمایشات و رهنمودهای گرانقدر آن رهبر فرزانه را برای همه دولتمردان آرزو می‌کنم. امیدوارم در سایه رهبری حکیمانه مقام معظم رهبری بیش از پیش توفیقات روزافزون نصیب کشور و ملت ایران شود. </P>
<P>و اما بعد؛ <BR>مشغولیت‌های کاری اجازه نمی‌داد که بتوانم در وبلاگم مطالب جدیدی را بگذارم. جدا از این مورد، فرصت نکردم هزینه ماهیانه میزبانی سایت را هم در ماه گذشته پرداخت کنم و برای همین برای مدت زیادی سایتم بسته بود و در دسترس نبود. امیدوارم بتوانم بعد از این حداقل فرصت کنم هزینه میزبانی وب سایت را در وقت مقرر پرداخت کنم تا سایت بسته نشود. </P>]]>
      
    </content>
  </entry>
  <entry>
    <title>نگاهي به حال و روز اين روزهاي ما</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://asgar.asgharzadeh.com/archives/478.php" />
    <modified>2010-05-09T03:38:08Z</modified>
    <issued>2010-05-09T08:08:08+03:00</issued>
    <id>tag:asgar.asgharzadeh.com,2010://1.478</id>
    <created>2010-05-09T03:38:08Z</created>
    <summary type="text/plain">افرادي كه در سازمان‌هاي مختلف كار مي‌كنند اهدافي را دنبال مي‌كنند. بعضي‌ها به دنبال امرار معاش هستند تا از طريق كار در ادارات و سازمان‌ها امورات زندگي خود را بگذرانند و بعضي ديگر براي اينكه در خانه‌ حوصله‌شان سر مي‌رود دوست دارند به سر كار بيايند و همچنين بعضي ديگر به دليل اينكه موقعيت اجتماعي خود را بهتر كنند و نقش خوبي را در اجتماع در بين افرادي كه با آنها ارتباط دارند داشته باشند به كار در ادارات روي...</summary>
    <author>
      <name>Admin</name>
      <url>http://www.asgharzadeh.com</url>
      <email>asgharzadeh@gmail.com</email>
    </author>
    <dc:subject>مدیریت و برنامه ریزی</dc:subject>
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://asgar.asgharzadeh.com/">
      <![CDATA[<P>افرادي كه در سازمان‌هاي مختلف كار مي‌كنند اهدافي را دنبال مي‌كنند. بعضي‌ها به دنبال امرار معاش هستند تا از طريق كار در ادارات و سازمان‌ها امورات زندگي خود را بگذرانند و بعضي ديگر براي اينكه در خانه‌ حوصله‌شان سر مي‌رود دوست دارند به سر كار بيايند و همچنين بعضي ديگر به دليل اينكه موقعيت اجتماعي خود را بهتر كنند و نقش خوبي را در اجتماع در بين افرادي كه با آنها ارتباط دارند داشته باشند به كار در ادارات روي مي‌آورند.</P>
<P>دو دسته اخير شايد آنطور كه بارها خودشان هم اعلام مي‌كنند چندان نياز مالي ندارند اما بنا به دلايلي كه ذكر آن گذشت، به سر كار مي‌يند و ترجيح مي‌دهند كه كار كنند.</P>
<P>در ادارات و سازمان‌ها همه كاركنان حقوق بگير هستند و اكثراً منتظر انتهاي ماه هستند تا حق‌الزحمه يك ماه تلاش و كار خود را دريافت نمايند. اين دريافتي براي خيلي‌ها بسيار مهم است طوري كه اگر درصدي از آن كم و زياد شود، برنامه‌هاي زندگي اين دسته از افراد بهم خواهد خواهد خورد و براي دسته ديگر افراد شرايط چنين نيست و حقوق ماهانه يا در همان حساب بانكي مي‌ماند يا به بانك‌هاي ديگر منتقل مي‌شود تا بعنوان سپرده سرمايه‌گذاري مورد استفاده قرار گيرد.</P>
<P>حتي آنهايي هم كه ادعا مي‌كنند حقوق اداره برايشان چندان اهميتي ندارد؛ در واقع دروغ مي‌گويند! براي روشني موضوع كافيست كه در يكي از ماه‌ها مقدار بسيار كمي از يكي از كمك‌هاي رفاهي كه در اختيار اداره است كم شود، آْنگاه مي‌بيني كه اين مبلغ كم هم چقدر اهميت دارد و برايشان مهم است!</P>
<P>در بعضي از ادارات دولتي بعضي از مديران افرادي هستند كه گشاده دستي مي‌كنند و حسابي به كاركنان خود مي‌رسند و انواع و اقسام رفاهيات براي كاركنان خود مهيا مي‌كنند و برخي ديگر فقط به دنبال دادن حداقل‌ها هستند، هميشه دنبال اين هستند كه بگويند ما مختاريم كه اين مبلغ را بپردازيم يا نه، قانون چنين مشخص كرده است، ما موظف به پرداخت نيستيم و ...</P>
<P>بنظر مي‌رسد كه در چنين شرايطي رعايت حد وسط صحيح‌ترين راه باشد. پرداخت‌ها با گشاده دستي اما از روي قاعده و ضابطه باشد. طوري نباشد كه عده‌اي به خاطر بذل و بخشش از بيت‌المال به لارج بودن و تفكر بسيار مثبت معروف و مشهور شوند و بعضي‌ها به خاطر رعايت ضابطه و قاعده به منفي‌نگري و تنگ‌نظري.</P>
<P>متاسفانه حالتي پيش آمده است كه افرادي كه از بيت‌المال بذل و بخشش مي‌كنند محبوبيت مي‌يابند و كاركنان&nbsp;به آنها به به مي‌گويند و كساني كه مي‌خواهند قاعده‌مند و ضابطه‌مدارانه رفتار كنند طرد مي‌شوند و كاركنان&nbsp;به آنها اَه اَه مي‌گويند.</P>
<P>و بازهم متاسفانه در جامعه ما در سازمان‌ها و ادارات هم مثل خيلي از جاهاي ديگر كلمات معني واقعي خود را از دست داده‌اند چيزهايي كه يك زماني ارزش به حساب مي‌آمدند اكنون در عرف جامعه ضد ارزش تعبير مي‌شوند؛ بار مثبت خود را از دست داده‌اند و بصورت منفي تعبير مي‌شوند. مثل بحث حجاب كه زماني چادري بودن ارزش بود و اكنون در بسياري از جاها دانشجويان و خانم‌هاي چادري به خاطري چادري بودن از بقيه طرد مي‌شوند! زماني صداقت بهترين چيز در ارتباطات انساني بود ولي اكنون صداقت ساده لوحي معني مي‌شود و دورويي، تظاهر و ريا هم تدبير و سياستمداري!!!</P>
<P>خدايا، اگر معني صداقت ساده‌لوحي است تا روزي كه زنده هستيم اين ساده لوحي را از ما نگير!</P>
<P>اميدواريم كه بازم روزي فرارسد كه كلمات را تعبير و تفسير نكنيم و هر چيزي معني اصلي خود را بدهد همانگونه كه در فرهنگ‌هاي لغت ترجمه شده است. </P>]]>
      
    </content>
  </entry>
  <entry>
    <title>کار و بی خبری از همه‌جا</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://asgar.asgharzadeh.com/archives/474.php" />
    <modified>2010-04-30T14:38:19Z</modified>
    <issued>2010-04-30T19:08:19+03:00</issued>
    <id>tag:asgar.asgharzadeh.com,2010://1.474</id>
    <created>2010-04-30T14:38:19Z</created>
    <summary type="text/plain">مدت تقریباً زیادی از آخرین مطلبم در این وبلاگ میگذشت و من نتوانسته بودم که مطلب جدیدی بنویسم. دلیلش این بود که با تغییر محل کارم و آغاز فعالیتم در یک سازمان جدید؛ آنقدر درگیر کارها هستم که به هیچ چیز نمی رسم! از اینترنت و تلویزیون و روزنامه هم خبری نیست! فقط کار است و خستگی! کار قبلی‌ام بیشتر تحقیقاتی و مطالعاتی بود و الان کارم اجرایی است. کار اجرایی در یک سازمانی که باید همه چیزش را از...</summary>
    <author>
      <name>Admin</name>
      <url>http://www.asgharzadeh.com</url>
      <email>asgharzadeh@gmail.com</email>
    </author>
    <dc:subject>مطالب روزمره</dc:subject>
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://asgar.asgharzadeh.com/">
      <![CDATA[<P>مدت تقریباً زیادی از آخرین مطلبم در این وبلاگ میگذشت و من نتوانسته بودم که مطلب جدیدی بنویسم. دلیلش این بود که با تغییر محل کارم و آغاز فعالیتم در یک سازمان جدید؛ آنقدر درگیر کارها هستم که به هیچ چیز نمی رسم! از اینترنت و تلویزیون و روزنامه هم خبری نیست! فقط کار است و خستگی!</P>
<P>کار قبلی‌ام بیشتر تحقیقاتی و مطالعاتی بود و الان کارم اجرایی است. کار اجرایی در یک سازمانی که باید همه چیزش را از نو ساخت و بنیان گذاشت. تمام سعی خودم را می‌کنم که در جایگاهی که هستم بنیانی درست و اساسی بگذارم بطوری که بعد از چند وقتی که احتمالاً از آنجا بروم، آیندگان به راحتی کارها را پیش ببرند و از کارهای انجام شده راضی باشند. </P>
<P>کار در امور اداری و منابع انسانی حقیقتاً کار سختی است چرا که از یک طرف&nbsp;با شغل و تامین معیشت کارکنان دولت ارتباط دارد و از طرف دیگر با بیت‌المال. امیدوارم با کمک خداوند قادر و متعال از این کار هم سربلند بیرون بیام. </P>
<P>امروز متوجه شدم که همکار سابق و دوستم آقای <A href="http://amroozbeh.blogfa.com/">علی مصطفی روزبه</A> وبلاگی را راه‌اندازی کرده‌اند و شروع به وب نگاری کرده‌اند برای ایشان آرزوی موفقیت دارم و منتظر مطالب جالب و خواندیشان در وبلاگشان هستیم. ایشان برای گل پسرهایش هم وبلاگ راه انداخته‌اند. امیدوارم که این شروع دوام داشته باشد و برای بچه‌ها مفید باشد. </P>]]>
      
    </content>
  </entry>
  <entry>
    <title>سال نو مبارک</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://asgar.asgharzadeh.com/archives/472.php" />
    <modified>2010-03-23T07:47:17Z</modified>
    <issued>2010-03-23T12:17:17+03:00</issued>
    <id>tag:asgar.asgharzadeh.com,2010://1.472</id>
    <created>2010-03-23T07:47:17Z</created>
    <summary type="text/plain">فرا رسیدن سال 1389 و عید باستانی نوروز بر همه هموطنان گرامی تبریک و تهنیت باد. امسال سال 1389 را در حالی آغاز کردم که در آخرین روز سال به خاطر فوت دو تن از بستگان در اثر حادثه تصادف، اصلاً نفهمیدم سال کی تحویل شد و چگونه سال جدید آغاز شد. چون در مراسم تشعیع جنازه و مراسم ختم و سوم مرحومین در اردبیل بودیم. در این آخرین روزهای سال چه برف و بورانی بود در اردبیل! و دیگر...</summary>
    <author>
      <name>Admin</name>
      <url>http://www.asgharzadeh.com</url>
      <email>asgharzadeh@gmail.com</email>
    </author>
    <dc:subject>مطالب روزمره</dc:subject>
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://asgar.asgharzadeh.com/">
      <![CDATA[<P>فرا رسیدن سال 1389 و عید باستانی نوروز بر همه هموطنان گرامی تبریک و تهنیت باد.</P>
<P>امسال سال 1389 را در حالی آغاز کردم که در آخرین روز سال به خاطر فوت دو تن از بستگان در اثر حادثه تصادف، اصلاً نفهمیدم سال کی تحویل شد و چگونه سال جدید آغاز شد. چون در مراسم تشعیع جنازه و مراسم ختم و سوم مرحومین در اردبیل بودیم. در این آخرین روزهای سال چه برف و بورانی بود در اردبیل!</P>
<P>و دیگر اینکه شروع سال جدید همزمان بود با تغییر محل کارم. از اولین روز سال 1389 از «موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت&nbsp;و برنامه ریزی»&nbsp;به «معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری» منتقل شدم. هر چند روزهای پایانی سال 1388 برایم خوب نبود. اما امیدوارم آغاز سال نو در محل خدمتی نو و جدید&nbsp;برایم خوش یمن باشد. انشالله</P>]]>
      
    </content>
  </entry>
  <entry>
    <title>پروردگارا</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://asgar.asgharzadeh.com/archives/471.php" />
    <modified>2010-03-11T14:51:46Z</modified>
    <issued>2010-03-11T18:21:46+03:00</issued>
    <id>tag:asgar.asgharzadeh.com,2010://1.471</id>
    <created>2010-03-11T14:51:46Z</created>
    <summary type="text/plain">این دعا را جدیداً یه جایی خواندم، بسیار به دلم میشینه: «پروردگارا، می‌خواهم با تمام وجودم تو را درک کنم. من نیاز خود را به درگاه تو آورده‌ام تو نیز درهای خود را بر روی من باز کن و به عنوان منجی مرا یاری ده.کنترل امور زندگی خود را به دست توانای تو می‌سپارم. باشد که گناهان مرا ببخشی و مرا در زندگی هدایت کنی تا کسی شوم که تو می‌خواهی.»...</summary>
    <author>
      <name>Admin</name>
      <url>http://www.asgharzadeh.com</url>
      <email>asgharzadeh@gmail.com</email>
    </author>
    <dc:subject>مطالب روزمره</dc:subject>
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://asgar.asgharzadeh.com/">
      <![CDATA[<P>این دعا را جدیداً یه جایی خواندم، بسیار به دلم میشینه:</P>
<P>«پروردگارا، می‌خواهم با تمام وجودم تو را درک کنم. من نیاز خود را به درگاه تو آورده‌ام تو نیز درهای خود را بر روی من باز کن و به عنوان منجی مرا یاری ده.<BR>کنترل امور زندگی خود را به دست توانای تو می‌سپارم. باشد که گناهان مرا ببخشی و مرا در زندگی هدایت کنی تا کسی شوم که تو می‌خواهی.»<BR></P>
<P align=center><IMG border=0 hspace=0 alt=دعا align=middle src="http://asgar.asgharzadeh.com/photos/2a.jpg"></P>]]>
      
    </content>
  </entry>
  <entry>
    <title>اتحاد و همکاری رمز توسعه ملی</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://asgar.asgharzadeh.com/archives/464.php" />
    <modified>2010-03-07T04:53:35Z</modified>
    <issued>2010-03-07T08:23:35+03:00</issued>
    <id>tag:asgar.asgharzadeh.com,2010://1.464</id>
    <created>2010-03-07T04:53:35Z</created>
    <summary type="text/plain">بعضی وقتها در زندگی شخصی ما دیده میشه که کارها آنطور که باید، بر وفق مراد ما نیستند؛ وقتی علت را بررسی می‌کنیم به این نتیجه می‌رسیم که واقعاً علت این امور از عهده ما خارج هستند و ما هرچه قدر هم که تلاش کنیم نمی‌توانیم این قبیل مشکلات را حل نماییم. در نقطه مقابل آن اموراتی وجود دارند که ما احساس می‌کنیم که علت‌های آنها خارج از حیطه ما هستند اما در حالیکه واقعاً اینطور نیست. ما در قبال...</summary>
    <author>
      <name>Admin</name>
      <url>http://www.asgharzadeh.com</url>
      <email>asgharzadeh@gmail.com</email>
    </author>
    <dc:subject>مدیریت و برنامه ریزی</dc:subject>
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://asgar.asgharzadeh.com/">
      <![CDATA[<P>بعضی وقتها در زندگی شخصی ما دیده میشه که کارها آنطور که باید، بر وفق مراد ما نیستند؛ وقتی علت را بررسی می‌کنیم به این نتیجه می‌رسیم که واقعاً علت این امور از عهده ما خارج هستند و ما هرچه قدر هم که تلاش کنیم نمی‌توانیم این قبیل مشکلات را حل نماییم. </P>
<P><IMG border=0 hspace=5 alt="توسعه ملی" vspace=5 align=left src="http://asgar.asgharzadeh.com/photos/career_net.JPG" width=353 height=296>در نقطه مقابل آن اموراتی وجود دارند که ما احساس می‌کنیم که علت‌های آنها خارج از حیطه ما هستند اما در حالیکه واقعاً اینطور نیست. ما در قبال چنین امور دیگران را مسئول می‌دانیم یا به عبارتی برون فکنی می‌کنیم. مسئولیت این قبیل امور را به عهده دیگران می‌گذاریم و انتظار داریم که دیگران برای رفع این مشکلاتی که در نهایت مربوط به ما هستند پیشقدم شوند. و چون دیگران نیز کارهای زیادی برای انجام دارند؛ معمولاً در این زمینه‌ها پیشقدم نمی‌شوند و بدین ترتیب این مشکلات و نابسامانی‌ها همینطور باقی می‌ماند.</P>
<P>وقتی که بصورت کلی‌تر هم به مساله می‌نگریم می‌بینیم که وضع به همین مورد است. یعنی مدیر یک اداره‌ای و یا بخشی از تمام اختیارات و امکانات خود درست استفاده نمی‌کند و یا اصلاً استفاده نمی‌کند و انتظار دارد که مقام ما فوقش امورات را اصلاح کند. مثلاً مدیر امور اداری در اصلاح نابسامانی‌های موجود دست بکار نمی‌شود و منتظر می‌ماند که معاون پشتیبانی دست بکار شود و یا دستور اجرا و اصلاح امور بدهد &nbsp;و یا شخصاً دست بکار شود و اجرا از آن طریق باشد! </P>
<P>فرماندار یک شهر در رشد و توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی یک شهر تمام تلاش&nbsp; خود را بکار نمی‌گیرد و منتظر می‌ماند که حرکتی از سوی استاندار انجام شود و یا استاندار به جزئیات وارد شود و دستور اجرایی بدهد و برای اصلاح امور حرکتی بکند. </P>
<P>استاندار یک استان هم به همین صورت؛ دست بکار نمی‌شود و منتظر می‌ماند که از طرف وزارتخانه‌ها یا ریاست‌جمهوری اقدامی صورت گیرد و...</P>
<P>اما اگر هر کدام از این مسئولین که برای انجام وظایف خود از بیت‌المال حقوق می‌گیرند به وظایف خود درست عمل کنند، و در اصلاح امور حیطه مسئولیت خود بکوشند،&nbsp;پرواضح است که همه امورات یک جامعه به راحتی و با همکاری همه مجریان حل می‌شود و کشور به توسعه می‌رسد و رشد و شکوفایی در زمینه‌های مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و ... همه‌ی جامعه را فرا می‌گیرد.</P>
<P>نتیجه‌ای که از این مطلب می‌گیرم این است که برای داشتن یک خانواده، اداره، سازمان، شهر، استان و کشور توسعه یافته، باید همه مُجریان و افراد مسئول در آن از تمام توان خود برای بهبود امور استفاده کنند و در انجام اموری که از عهده آنها ساخته است و اختیار انجام آن را دارند، با دقت نظر و بصورت منطقی بدون منتظر شدن برای اقدام دیگران، دست بکار شوند.</P>
<P>در نظر بگیرید رشد و توسعه همه جانبه کشورهایی نظیر <STRONG>ژاپن</STRONG> را، که مردم این کشور این همه پیشرفت و یکه‌تازی خود را در دنیا مدیون یک چیز هستند و آن عبارت است از «تلاش همه جانبه همه افراد دست‌اندرکار در کشور برای حل امورات و انجام وظایف خود بطور منطقی، دقیق و حساب شده»</P>]]>
      
    </content>
  </entry>
  <entry>
    <title>آنچه از دل برآید بر دل نشیند</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://asgar.asgharzadeh.com/archives/463.php" />
    <modified>2010-03-05T10:00:47Z</modified>
    <issued>2010-03-05T13:30:47+03:00</issued>
    <id>tag:asgar.asgharzadeh.com,2010://1.463</id>
    <created>2010-03-05T10:00:47Z</created>
    <summary type="text/plain"><![CDATA[حتما نام سامی یوسف&nbsp; Sami Yusuf را شنیده اید. «سامی یوسف» خواننده مسلمان ساکن انگلیس است که آهنگ‌ها و ترانه‌های مذهبی به طریقه موسیقی جدید پاپ می‌خواند. کلیه آلبومها و ترانه‌های سامی یوسف شنیدنی است. او بعضی از ترانه‌هایش را چند زبانه می‌خواند یعنی انگلیسی و عربی، انگلیسی و فارسی و یا انگلیسی و ترکی. ترانه‌های سامی یوسف با حزن و آهنگ دلنشینی همراه است که واقعاً به دل می‌نشیند؛ چنان که وقتی نام جلاله پیامبر خدا محمد مصطفی (ص)&nbsp;را...]]></summary>
    <author>
      <name>Admin</name>
      <url>http://www.asgharzadeh.com</url>
      <email>asgharzadeh@gmail.com</email>
    </author>
    <dc:subject>موسیقی</dc:subject>
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://asgar.asgharzadeh.com/">
      <![CDATA[<P>حتما نام سامی یوسف&nbsp; <A href="http://www.samiyusuf.com"><STRONG>Sami Yusuf</STRONG> </A>را شنیده اید.</P>
<P><IMG border=0 hspace=15 alt="سامی یوسف" vspace=15 align=left src="http://asgar.asgharzadeh.com/photos/Sami-Yusuf-t.jpg">«سامی یوسف» خواننده مسلمان ساکن انگلیس است که آهنگ‌ها و ترانه‌های مذهبی به طریقه موسیقی جدید پاپ می‌خواند. کلیه آلبومها و ترانه‌های <STRONG>سامی یوسف</STRONG> شنیدنی است. </P>
<P>او بعضی از ترانه‌هایش را چند زبانه می‌خواند یعنی انگلیسی و عربی، انگلیسی و فارسی و یا انگلیسی و ترکی.</P>
<P>ترانه‌های سامی یوسف با حزن و آهنگ دلنشینی همراه است که واقعاً به دل می‌نشیند؛ چنان که وقتی نام جلاله پیامبر خدا محمد مصطفی (ص)&nbsp;را می‌برد مو بر بدن آدم سیخ می‌شود.</P>
<P>امروز یکی از جدیدترین آلبومهای این خواننده بسیار محبوب را بنام <STRONG>Sami Yusuf Without you</STRONG> مربوط به سال 2009دانلود می‌کردم. بد ندیدم که لینک دانلود این آلبوم را برای شما دوستداران این خواننده خوب بگذارم. امیدوارم از شنیدن این آهنگ‌های زیبا لذت ببرید.</P>]]>
      <![CDATA[<P>
یکی از ترانه‌های بسیار زیبای سامی یوسف که خیلی دوست دارم وحداقل روزی یکبار بهش گوش میدم You Came To Me هستش که البته در وسط‌های این ترانه سامی یوسف به فارسی هم خوانده است. در این پست از وبلاگم این ترانه و متن آن را به عنوان هدیه مجازی به مناسبت تولد حضرت محمد (ص) میگذارم تا گوش کنید و لذت ببرید. قبل از شنیدن این ترانه ذکر یک صلوات یادتان نرود: 
</p>
<center><object width="350" height="28" data="http://www.google.com/reader/ui/3247397568-audio-player.swf?audioUrl=http://asgar.asgharzadeh.com/photos/Sami Yusuf - You Came To Me (English - Farsi).mp3" type="application/x-shockwave-flash">
 
<param name="bgcolor" value="#ffffff" />
<param name="flashvars" value="playerMode=embedded" />
<param name="src" value="http://www.google.com/reader/ui/3247397568-audio-player.swf?audioUrl=http://asgar.asgharzadeh.com/photos/Sami Yusuf - You Came To Me (English - Farsi).mp3" />
<param name="wmode" value="window" />
<param name="quality" value="best" />
</object></center>
<P dir=ltr align=left>
<b>"Sami Yusuf - You Came To Me lyrics"</b>
<br /><br />
You came to me in that hour of need
<br />
When I was so lost, so lonely
<br />
You came to me, took my breath away
<br />
Showed me the right way, the way to lead
<br />
You filled my heart with love, showed me the light above
<br />
Now all I want is to be with you
<br />
You are my one true love, taught me to never judge
<br />
Now all I want is to be with you
<br />
CHORUS
<br />
allahuma salay alla saedeena mustafa
<br />
ala habibika nabeeka mustafa
<br />
<br />
You came to me in the time of despair
<br />
I called onto you, you were there
<br />
Without you what would my life be
<br />
Not know the unseen?, the worlds between
<br />
For you I'd sacrifice, for you I'd give my life
<br />
Any thing just to be with you
<br />
I feel so lost at times of all the hurt and lies
<br />
Now all I want is to be with you
<br />
<br />
CHORUS
<br />
allahuma salay alla saedeena mustafa
<br />
ala habibika nabeeka mustafa
<br />
<br />
Showed me right from wrong
<br />
Told me to be strong
<br />
Need you more than ever ya rasulallah
<br />
You came to me in that hour of need
<br />
Need you more than ever ya rasulallah
<br />
You filled my heart with love, showed me the light above
<br />
Now all want is to be with you
<br />
You are my one true love, taught me to never judge
<br />
Now all I want is to be with you
<br />
<br />
CHORUS
<br />
allahuma salay alla saedeena mustafa
<br />
ala habibika nabeeka mustafa
</p>

<P>برای دانلود آهنگ‌ها روی نام آهنگ کلیک کنید:</P>
<P dir=ltr align=left>01 &nbsp;<A 
href="http://mp3.eylence.az/song/Sami-Yusuf/Asma-Allah-Al-Hosna.mp3.html?a=down&amp;t=mp3">Asma 
Allah<BR></A>02 &nbsp;<A 
href="http://mp3.eylence.az/song/Sami-Yusuf/Without-You.mp3.html?a=down&amp;t=mp3">Without 
You<BR></A>03 &nbsp;<A 
href="http://mp3.eylence.az/song/Sami-Yusuf/My-Only-Wish.mp3.html?a=down&amp;t=mp3">My 
Only Wish (interlude)</A><BR>04 &nbsp;<A 
href="http://mp3.eylence.az/song/Sami-Yusuf/Forever-Palestine.mp3.html?a=down&amp;t=mp3">Forever 
Palestine</A><BR>05 &nbsp;<A 
href="http://mp3.eylence.az/song/Sami-Yusuf/He-Is-There.mp3.html?a=down&amp;t=mp3">He 
Is There<BR></A>06 <A 
href="http://mp3.eylence.az/song/Sami-Yusuf/Sallou.mp3.html?a=down&amp;t=mp3">&nbsp;Sallou</A><BR>07 
&nbsp;<A 
href="http://mp3.eylence.az/song/Sami-Yusuf/A-Thousand-Times.mp3.html?a=down&amp;t=mp3">A 
Thousand Times<BR></A>08 &nbsp;<A 
href="http://mp3.eylence.az/song/Sami-Yusuf/Never-Never.mp3.html?a=down&amp;t=mp3">Never 
Never</A><BR>09 &nbsp;<A 
href="http://mp3.eylence.az/song/Sami-Yusuf/Anything-For-You.mp3.html?a=down&amp;t=mp3">Anything 
For You</A><BR>10 &nbsp;<A 
href="http://mp3.eylence.az/song/Sami-Yusuf/Salutation.mp3.html?a=down&amp;t=mp3">Salutation</A><BR>11 
&nbsp;<A 
href="http://mp3.eylence.az/song/Sami-Yusuf/Not-In-My-Name.mp3.html?a=down&amp;t=mp3">Not 
In My Name</A></P>]]>
    </content>
  </entry>
  <entry>
    <title>محمد آفتاب جمع آفرینش</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://asgar.asgharzadeh.com/archives/440.php" />
    <modified>2010-03-04T06:26:58Z</modified>
    <issued>2010-03-04T09:56:58+03:00</issued>
    <id>tag:asgar.asgharzadeh.com,2010://1.440</id>
    <created>2010-03-04T06:26:58Z</created>
    <summary type="text/plain">ولادت با سعادت پیامبر اعظم، حضرت محمد مصطفی (ص) و امام جعفر صادق (ع) بر همه مسلمانان جهان و طالبان رحمت و عزت، صلح و عدل، عزت و شرافت، آزادی و برابری مبارک باد. امروز روز ولادت عزیزترین بنده خدا، محمد مصطفی (ص) است. آخرین فرستاده خداوند برای هدایت انسان‌ها. در چنین روز با سعادتی دعا می‌کنیم که خداوند ما را از پیروان راستین آن حضرت قرار دهد و آنقدر لطفش را شامل حالمان کند که از این بهترین الگو...</summary>
    <author>
      <name>Admin</name>
      <url>http://www.asgharzadeh.com</url>
      <email>asgharzadeh@gmail.com</email>
    </author>
    <dc:subject>مطالب روزمره</dc:subject>
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://asgar.asgharzadeh.com/">
      <![CDATA[<P>ولادت با سعادت پیامبر اعظم، حضرت محمد مصطفی (ص) و امام جعفر صادق (ع) بر همه مسلمانان جهان و طالبان رحمت و عزت، صلح و عدل، عزت و شرافت، آزادی و برابری مبارک باد.</P>
<P>امروز روز ولادت عزیزترین بنده خدا، محمد مصطفی (ص) است. آخرین فرستاده خداوند برای هدایت انسان‌ها. در چنین روز با سعادتی دعا می‌کنیم که خداوند ما را از پیروان راستین آن حضرت قرار دهد و آنقدر لطفش را شامل حالمان کند که از این بهترین الگو برای مسلمانان جهان بیشتر بهره‌مند شویم. «لقد کان لکم فی رسول الله أسوة حسنة لمن کان یرجوا الله و الیوم الاخر و ذکر الله کثیراً» <FONT color=#666666 size=1>الاحزاب / 21</FONT></P>
<P align=center><IMG border=0 hspace=0 alt="ولادت پیامبر اسلام" align=middle src="http://asgar.asgharzadeh.com/photos/mohammad.jpg"></P>
<H5 id=LblContent class=Content align=center><TD>مشام عالم امکان و هستی&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;</TD><TD>معطر گشته از بوی محمد </TD></H5>
<P>&nbsp;</P>]]>
      
    </content>
  </entry>
  <entry>
    <title>خود انضباطی مقدمه پیشرفت</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://asgar.asgharzadeh.com/archives/424.php" />
    <modified>2010-02-25T13:37:52Z</modified>
    <issued>2010-02-25T17:07:52+03:00</issued>
    <id>tag:asgar.asgharzadeh.com,2010://1.424</id>
    <created>2010-02-25T13:37:52Z</created>
    <summary type="text/plain"><![CDATA[خود انضباطی و تادیب نفس فرصتی را برای بهبود عملکرد و تفکر فراهم می‌کند. نظم و انضباط بمنظور تحقق اهداف امری بسیار مهم و اساسی&nbsp;است. به «خود انضباطی» به عنوان محرومیت از بعضی چیزها مثل خواب و استراحت و ... فکر نکنید&nbsp;بلکه &nbsp;به آن به عنوان راهی برای بهبود زندگی خود فکر کنید. با خود انضباطی یاد می‌گیرید که چگونه برنامه‌های زندگی و کار خود را بر اساس وظایفی که به عهده دارید و نیز زمانی که برای انجام آنها...]]></summary>
    <author>
      <name>Admin</name>
      <url>http://www.asgharzadeh.com</url>
      <email>asgharzadeh@gmail.com</email>
    </author>
    <dc:subject>مدیریت و برنامه ریزی</dc:subject>
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://asgar.asgharzadeh.com/">
      <![CDATA[<P>خود انضباطی و تادیب نفس فرصتی را برای بهبود عملکرد و تفکر فراهم می‌کند.</P>
<P>نظم و انضباط بمنظور تحقق اهداف امری بسیار مهم و اساسی&nbsp;است. به «خود انضباطی» به عنوان محرومیت از بعضی چیزها مثل خواب و استراحت و ... فکر نکنید&nbsp;بلکه &nbsp;به آن به عنوان راهی برای بهبود زندگی خود فکر کنید.</P>
<P><IMG border=0 hspace=5 alt="خود انضباطی" vspace=5 align=left src="http://asgar.asgharzadeh.com/photos/self-discipline.jpg">با خود انضباطی یاد می‌گیرید که چگونه برنامه‌های زندگی و کار خود را بر اساس وظایفی که به عهده دارید و نیز زمانی که برای انجام آنها دارید؛ اولویت‌بندی کنید. انجام هر یک وظایف و فعالیت‌ها در زمان خود (زمانی که برای آن فعالیت برنامه‌ریزی کرده‌اید) به شما امکان می‌دهد که تمام فکر خود را بر اولویت‌بندی اهدافتان&nbsp; متمرکز کنید. ضمن اینکه این ایده بسیار خوبی است برای لیست کردن وظایف و فعالیت‌هایی که انجام داده‌اید. زمانی که می‌خواهید نموداری از پیشرفت‌های کاری خود را ببینید به این لیست نگاه کنید. و یا زمانی که از خود انضباطی بی‌انگیزه می‌شوید (زمانی که شیطان برای زندگی از نوع باری به هر جهت وسوسه‌تان می‌کند)&nbsp;به لیست فعالیت‌هایی که انجام داده‌اید نگاه کنید و ببینید که چه کارهای بزرگی را با نظم بخشی به امورتان انجام داده‌اید و بدین وسیله از پشیمانی و ناامیدی خلاص می‌شوید.</P>
<P>ممکن است در این مدتی که منظم به انجام امور می‌پردازید از این روال روتین و یکسان انجام کارها خسته شوید اما مطمئن باشید اگر شما فعالیت‌های روزانه خود را برنامه‌ریزی کنید و بر اساس آن برنامه به انجام امور بپردازید، آرام آرام به این روال عادت خواهید کرد و زمان خود را مدیریت خواهید نمود. وظایفی مهم و اساسی که زمان بیشتری را می‌طلبند را خرد خرد کرده و سپس انجام دهید. </P>
<P>بسیاری از شکست‌هایی که در کار و زندگی شخصی نصیب انسان‌ها می‌شود از بی‌برنامگی است. وقتی شما در امورات خود نظم و انضباط داشته باشید، هنگامی که شما «خود انضباطی» داشته باشید، این بدان معنی است که شما برنامه دارید و این اولین قدم برای رسیدن به&nbsp;موفقیت است. </P>
<P>البته اگر این موضوع را به عموم جامعه تعمیم دهیم؛ یعنی همه افراد جامعه نظم و انضباط داشته باشند، به قوانین احترام بگذارند، کارها را درست و منطقی انجام دهند، چنین جامعه‌ای پیشرفته می‌شود و توسعه می‌یابد. در سفری که به چین داشتم، رمز موفقیت چین را در اداره امور کشور و اصلاحات اقتصادی آن (که الان قطب اول اقتصادی دنیا شده) را نظم و انضباط مردم آن کشور یافتم. همه چیز جای خودش است و کارها با نظم و ترتیب و برنامه‌ریزی شده پیش می‌رود. و چنین است که کشوری مثل چین در مدت زمانی کم از همه قدرت‌های اقتصادی جهان پیش می‌افتد و در حالی که همه بحران مالی گریبان همه دنیا را گرفته، چین رشد اقتصادی 8 درصدی دارد.</P>]]>
      
    </content>
  </entry>

</feed>