رهبری سازمانی و ارتقاء شغلی کارمندان
دیدید که میگن فلانی یک شبه مدیر شده؟ حتماً شما هم با چنین افرادی در محل کار خود، سازمانهای دیگر و یا در جامعه برخورد داشته اید و شاید هم متناوباً این عبارت را شنیده اید.
یکی از وظایف اصلی و اساسی مدیریت و فراتر از آن رهبری در سازمانها این است که مدیر کارکنانش را متقاعد کند که در صورت تلاش و کوشش و انجام درست امور در راستای وظایف و اهداف سازمانی پاداش می گیرند و در صورت تلاش نکردن و پویا نبودن و صحیح انجام ندادن کارها تنبیه خواهند شد.
کارآمدترین رهبران سازمانی مدیرانی هستند که به ندرت کارکنان و زیردستان خود را با ترفیعات، تنزل و یا پاداشهای مالی به شگفتی وا می دارند. آنها بطور مداوم انتظارات و خواستهای خود را از پرسنل خود به آنها گوشزد می کنند، و رضایت و عدم رضایت خود را به آنها اعلام می کنند. زود به زود بازخورد می دهند. هیچ چیزی از این ظالمانه تر و زیانبارتر نیست که به افراد خود اجازه دهیم چنین فکر کنند که دارند کارشان را به نحو احسن انجام میدهند، در حالیکه خود ما عملاً بر خلاف آن فکر میکنیم و معتقدیم که کارها را خراب کرده اند.
اگر کارکنان در انجام دادن وظایف خود بازخورد بگیرند و در صورت انجام درست کارها تشویق و یا در غیر اینصورت تنبیه شوند؛ مسیر رشد شغلی خود را راحت تر پیدا می کنند و در کار و شغل خود پیشرفت می کنند.
بعضی از مدیران و سرپرستان در مورد انجام درست کارها به زیردستان خود بازخورد نمی دهند؛ روش و روال صحیح انجام کار را توضیح نمی دهند و انتظارات خود را از کاری که واگذار می کنند بطور شفاف بیان می کنند و بعد از اینکه مشکلی پیش میاد از کارکنان خود ناراحت و شاکی می شوند و یا قهر می کنند و در همه جا آنها را به کم کاری و یا نداشتن تجربه و مهارت شغلی محکوم می کنند. در حالیکه در چنین وضعیتی مقصر اصلی هم مدیر و سرپرستی است که نتوانسته وظیفه خود را بطور درست و منطقی انجام دهد.
مثلاً مدیری که با مسالۀ «عدم رعایت نظم و انضباط» در اداره اش به نحو درستی برخورد نکند؛ و بجای دادن بازخورد به آنها در خصوص عواقب چنین کاری، در نزد دیگران از بی نظمی همکارانش گله و شکایت کند؛ همکاران و کارمندانی بی نظم تربیت کرده است که در همه جا و پیش مدیران رده های بالاتر به بی نظمی متهم می شوند. در حالیکه مسبب چنین مساله ای همان مدیر و سرپرستی که با چنین رفتارهایی برخورد نکرده و باعث تقویت آن هم شده است.
با مشخص شدن انتظارات مدیر و استانداردهای کاری؛ کسانی که میل به موفقیت دارند وظایف خود را به درستی انجام می دهند و پرواضح است که چنین کارمندانی باید به نحوی تشویق شوند، یا ترفیع بگیرند و یا پاداش مالی. و با ایجاد چنین فضایی از سوی رهبران سازمانی برای کارکنان، مفهوم «شایسته سالاری» و عدالت کاری معنا پیدا می کند و در چنین سازمانی کمتر از مفاهیمی چون «شانس خدمتی» در مورد مدیران استفاده می شود.
کلمات کلیدی: شایسته سالاری، رهبری، رهبری سازمانی، وظایف رهبر، ارتقاء شغلی کارمندان
تعهد سازماني در سازمانهاي ما
در تاریخ: دوشنبه، ۱۵ شهریورماه ۱۳۸۹
با موضوع: مدیریت و برنامه ریزی
صحبت با خدا
در تاریخ: یکشنبه، ۳۱ مردادماه ۱۳۸۹
با موضوع: مطالب روزمره
ماه مبارک، سلطان ماهها آمد
در تاریخ: پنجشنبه، ۲۱ مردادماه ۱۳۸۹
با موضوع: مطالب روزمره
طرح انتقال كارمندان تهراني به شهرستان
در تاریخ: شنبه، ۲ مردادماه ۱۳۸۹
با موضوع: مدیریت و برنامه ریزی
به كلينيك خدا برو
در تاریخ: دوشنبه، ۳۱ خردادماه ۱۳۸۹
با موضوع: مطالب روزمره
جستجو در وبلاگ
پانزده مطلب قبلی
آرشیو موضوعی
- مقالات آموزشی (1)
- موسیقی (1)
- مدیریت و برنامه ریزی (17)
- مطالب روزمره (33)
- هنر هفتم (1)
- تدریس و آموزش (2)
- دنیای ورزش (3)
- دنیای کامپیوتر (1)
- دنیای کتاب (2)
- دنیای اینترنت (8)
- دنیای اطراف ما (3)
نوشته شده در تاریخ: چهارشنبه، ۵ اسفندماه ۱۳۸۸
در موضوع: